دیروز ظهر که از خواب بیدار شدم دسر درست کردمو یکم خونه رو تمیز مرتب کردم بعدشم
رفتم کلاس..اولین جلسه ی ایروبیک بود..خیییییلی کیف داااااد...واقعا کیف کردم...
باحسنا(دخترداییم)و خواهرم رفتیم...از اون طرف هم اومدیم خونه و کم کم حاضر شدیم و
منتظر بقیه مهمونا...اومدن و غذا درست کردنو شروع کردیم...
موادش که حاضر شدهرکسی خودش پیتزاشو درست کرد...ساعت 12غذامون حاضر شد...
همش از مراحل درست کردن غذامون عکس میگرفتیم میذاشتیم استوری اینستامون(چه جلف):/
انقدر هم مسخره بازی درآوردن نذاشتن غذامونو بخوریم:))))
حالا نمیشه گفت چیا میگفتن:/
شب هم مگه میخوابیدن؟؟ساعت3راضی به خواب شدن
*واااااقعا نیاز داشتم,دور همی خونم کم شده بود حسابی...
*اگر آدمایی مثل اینارو تو زندگیم نداشتم افسرده میشدم,به نظرم همه به مسخره بازی
و خنده نیاز دارن
ما را در سایت محافظت از فضانوردان در برابر پرتوهای کیهانی با سپر پلاستیکی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86